معلولیت در ایران پیشامدرن
کد مقاله : 1139-2TSSNCONF
نویسندگان
امیر محمدی *
مدرس دانشگاه فرهنگیان کردستان
چکیده مقاله
زندگی انسانهای ناتوان از جمله معلولان (جسمی و ذهنی)، در گذشته آن قدر اهمیت نداشت که درباره آن چیزی نگاشته شود؛ از چشم مورخان و نویسندگان تا قبل از قرن نوزدهم اگر نامی از معلول، مصروع، ناقص، طفیلی، مسکین، عاجز، خفیف العقل، معلوم الحال، مانی، بیگانه، مجنون به میان می‌آید، صرفاً در عرض و حاشیه می‌آید و نه بخاطر طرح موضوع ایشان.
اثر حاضر با تکیه بر روشهای توصیفی – تحلیلی قصد دارد تا به ماهیت بازنماییها، رویکردها و نگاه‌های چندبعدی مردمان و حاکمان ایران پیشامدرن در قبال گروههای معلول و ناتوان جامعه پرداخته و چهره ناگشوده این فرودستان را در گزارشهای تاریخی نشان دهد.
انسانهایی که از لحاظ جسمی و روحی متمایز از اکثریت جامعه بوده‌اند، گهگاهی تحمل، زمانی با آنها مدارا و در بعضی ازمنه بمثابه سربار و طفیلی حذف و کنار گذاشته شده‌اند. این پیچیدگی ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ عمومی، ماهیت قدرت دربار و هنجارهای حاکم بر این جوامع داشته است.
یافته‌های پژوهش برآنست که اقشار ناتوان و معلول جامعه ایرانی تا قبل از ظهور نهادهای مدرن در کشاکش سنت و معیشت گرفتار و در چرخه جامعه ‌پذیری پیشامدرن تابع هویتی تحمیلی بوده است که با انبوهی الام و رنج آن را پذیرفته و بدان تن داده است. قرنطینه و جداسازی یگانه راهی بود که نخبگان قدرت در اولین مواجهه با تجربه غربی (گرته برداری محض) بر معلولین وطنی تحمیل نمودند.
کلیدواژه ها
معلولیت، تاریخ، فرودستان، ایران پیشامدرن
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر